خرید بک لینک
ذوووووق امروز اولین آهنگمو زدم...انقدر ذوق کردم که میخواستم زود برسم خونه...تمرین کنم انقدر ذوق که مسیری که همیشه با اتوبوس و تاکسی میرفتمو پباده رفتم تو همون حالت ذوق زدگیم یکی از بهترین دوستام زنگ زد...از زنگ زدن اون صدبرابر ذوق زده شدم بعد از اون یه کادوی یهویی و کلی چیز دیگه بود که کلی به ذوق زدگیم اضافه شد... ولی اصلش واسه آهنگایی که یادگرفتم ذوق زده شدم سمفونی ۹ بتهوون Jingil bells ❤ من عاشق

برچسب: ذوووووق, نویسنده: دانیال زارعی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:47

بچه چه خوب شد بردیم کلاس


تو این ۶ ۷ جلسه ای که میرم کلاس به جرات میتونم بگم جذاب ترین و گوگولی مگولی ترین و تاثیر گذارترین قسمت کلاس یک ربع آخر امروز بود...

هیچوقت به دور و ورم اینجوری نگاه نکرده بودم...هیچوقت یه پارک رو اینجوری ندیده بودم...در حدی که نماد یه شهر بدونمش...

مرسی گوگولی مگولی جان با اون حرفای قشنگت که ذهن و دیدمو عوض کردی...مرسی که منفی و مثبت رو باهم گفتی ^_^

استاد عشق ❤

Fedi | |

برچسب: بردیم,کلاس, نویسنده: دانیال زارعی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:47

مازوخیسم


من هروقت یکیو میبینم که هم اسم تو هست حس میکنم صدساله دوسش دارم...

بعدم اگه ناراحت باشه کلی دلم واسش میسوزه و ناراحت میشم...

همه اینا واسه اینه که من اون طرف رو نمیبینم...من تورو میبینم...

فکر میکنم اون تویی...فقط بخاطر یه تشابه اسمی :)

Fedi | |

برچسب: مازوخیسم, نویسنده: دانیال زارعی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:47

PF قبلا یه دوست داشتم...خیلی باهم صمیمی بودیم...سه سال دوست بودیم...دقیقا پارسال شهریور باهم بحثمون شد چند وقت باهم حرف نزدیم بعد از اون چندبار بش پیام دادم جواب نداد...خوند و جواب نداد منم دیگه بش پیام ندادم و باهم حرف نزدیم فقط یه بار عکسشو رو پروفایل مامانش دیدم... امشب داشتم تو کانتکتای تلگراممو چک میکردم اسمشو دیدم :) ۱ و نیم آف شده بود... میخوام بش پیام بدم...یه حسی بم میگه بش پیام بدم... نم

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:47

ملوسکای تکرار نشدنی :) به نظرم خاطره ها در عین خوب بودنشون تباه ترین چیزین...آدمو میبرن تو عمق مردن...تو عمق اینکه بفهمی فقط خودتیو خاطره هایی که دیگه تکرار نمیشن دلم تنگ شده واسه مامان جونم...واسه وقتایی که ذوقمو میکرد...واسه وقتایی که واسه همه بهونه هام وقت میذاشت...واسه وقتایی که مال من بود....حتی واسه آخرین چیزی که ازش دیدم...نشست بود تو تشکش و عرق نعنا میخورد تو تاریکی دلم تنگ شده واسه باباب

برچسب: ملوسکای,تکرار,نشدنی, نویسنده: دانیال زارعی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:47

قرمز پرکلاغی ^_^ چسناله تو رو صدا میزنم شاید بیای دیدنم آهنگ Fedi | | My memories :) Dsigne Beatrice Menu HomeProfileE-mailRewindTitlesArchive مرداد ۱۳۹۶ تیر ۱۳۹۶ خرداد ۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ فروردین ۱۳۹۶ اسفند ۱۳۹۵ بهمن ۱۳۹۵ دی ۱۳۹۵ آذر ۱۳۹۵ آبان ۱۳۹۵ مهر ۱۳۹۵ شهریور ۱۳۹۵ مرداد ۱۳۹۵ تیر ۱۳۹۵ خرداد ۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۳۹۵ فروردین ۱۳۹۵ اسفند ۱۳۹۴ بهمن ۱۳۹۴ دی ۱۳۹۴ Categories Tags AuthorsLin

برچسب: چسناله, نویسنده: دانیال زارعی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:47

عکاس :))


امروز واسه اولین بار خیلیا بم روز عکاس رو تبریک گفتن :)

عکاس نشدم هاااا...فقط شروع کردم به صورت تخصصی...خیلی حس خوبی بود سوپرایز شدم اصن توقع نداشتم حقیقتا...

و کسایی که فکرشو نمیکردم تبریک گفتن...خیلی جالب بود واسم...

میدونی بچه های کلاسمونو که میبینم انقدر از من جلوترن کلی نا امید میشم....اونا خیلی حرفه ای هستن...نمیدونم چی میشم ولی تلاشمو میکنم اون چیزی که میخوام بشم...

امروز اولین پرتره هامو گرفتم

Fedi | |

برچسب: عکاس, نویسنده: دانیال زارعی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:47

صفحه بندی